سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
حکایت زمستان - خط سبز

حکایت زمستان

چهارشنبه 85 اسفند 2 ساعت 4:7 عصر
سلام دیشب حدود ساعت سه نیمه شب از مشهد برگشتم حالا سر وقت اگه شد وقایعی که تو این سفر برام پیش اومد میگم در ضمن همه شما رو دعا کردم نایب الزیاره هم بودم تو این سفر به تور اتفاقی یه کتابی تو دستم افتاد ولی وقتی شروع به خوندنش کردم دیگه امونم نداد مجبور شدم شب تا دیر وقت بیدار باشم وتمومش کنم آلان هم به عنوان سوغات مشهد می خام این کتابو به شما معرفی کنم
حکایت زمستان نوشته سعید عاکف خاطرات عباس حسین مردی
این کتاب در مورد خاطرات دوران اسارت حسین مردی می باشد که واقعا کتاب جالبیه من به شما پیشنهاد می کنم حتما اونو بخونید
 
من که طعم شتم وضرب عراقی هارو کشیده بودم وترسم نسبت به انها ریخته شده بود گاهی بدم نمی اومد که پا رو قوانینشون زورشان بگذارم...به هر تقدیر یه روز تصمیم گرفتم برای چند روزی ریشم را  نزنم ونزدم.بعثی ها چون از دست...

نوشته شده توسط : حق جو

نظرات دیگران [ نظر]